ستایش کردم ، گفتند خرافات است
عاشق شدم ، گفتند دروغ است
گریستم ، گفتند بهانه است
خندیدم ، گفتند دیوانه است
دنیا را نگه دارید ، می خواهم پیاده شوم
ستایش کردم ، گفتند خرافات است
عاشق شدم ، گفتند دروغ است
گریستم ، گفتند بهانه است
خندیدم ، گفتند دیوانه است
دنیا را نگه دارید ، می خواهم پیاده شوم
در بيابانی دور |
دلم میخواست پیشت بودم ، باهات بودم ، کنارت بودم حرف میزدی باهام من رو از این همه دل تنگی در می آوردی دلم میخواست هیچ وقت از پیشم نری حتی برای یک لحظه من بی تو طاقت ندارم ، اگه تو بری زندگی برام بی معنی میشه تو این دنیا تموم زندگی من تویی اگه تو نباشی پیشم ، دلم میترکه از قصه دلم میخواست همیشه دستای گرم و مهربونت رو احساس کنم ای کاش این چیزها ممکن بود ولی الان که من اینجا و تو اونجا نه خبری ازت دارم و نه پیغامی ازت چی میشد این فاصله ها شکسته بشه و دیگه مشکلی برای دیدن تو نباشه ولی بدون تا آخرش باهاتم همیشه به یادتم به فکرتم یادت باشه که نمیتونم فراموشت کنم چون فقط تویی که قلب من رو تسخیر کردی و هیچکس دیگه نمیتونه پا تو قلب من بزاره و جایی برای کس دیگری نیست تو این قلب من
دوست دارم خیلی زیاد |
این روزا عادت همه رفتن ودل شکستنه |
آیا تا کنون پیش آمده که در کلاسی بنشینید اما متوجه نشوید معلم چه چیزی را می خواهد آموزش دهد؟
به طور سنتی،مدارس از دو طریق اطلاعات را ارائه می دهند،از طریق زبان و گفتار و از طریق فرمولها که شامل اعداد و منطق است. هر چند امروزه روانشناسان معتقدند این شیوه خالی از اشکال نیست.انسان ها نیروی متفاوت و شیوه های یادگیری گوناگونی برای هماهنگ کردن این قدرت ها دارند.
به عنوان مثال،ممکن است یک فرد با اطلاعات یک پاراگراف کلنجار رود ولی در یک نمودار راهنما،فورا آن را بفهمد و یا برعکس.
به اعتقاد هوارد گاردنر روانشناس دانشگاه هاروارد حداقل هفت روش یاد گیری وجود دارد:
1- زبانی: این افراد از طریق استفاده از زبان،گوش دادن،خواندن،صحبت کردن و نوشتن یاد می گیرند.
2- منطقی: این افراد از طریق کاربرد فرمولهای ریاضی و اصول علمی می آموزند.
3- بصری: این افراد توسط آن چه که می بینند،یاد می گیرند.
4- موسیقیاتی: به جای اینکه موسیقی حواسشان را پرت کند،این افراد زمانی که اطلاعات با موزیک ارائه می شود،بهتر یاد می گیرند.
5- حرکتی: جنبش ها و فعالیتهای فیزیکی به این افراد کمک می کند تا بهتر یاد بگیرند،مثلا راه بروند.
6- درون شخصی: این افراد یادگیری بسیار خوبی با خودشان دارند و در تنهایی بهترین یادگیری را خواهند داشت.
7- برون شخصی: این افراد فرآیند یادگیری را با اطرافیان دارند و هنگامی که با دیگران کار می کنند،بیشترین و بهترین یادگیری را خواهند داشت.
این روانشناس می گوید:اگر مدارس اطلاعات را به این شیوه ها ارائه دهند همه دانش آموزان
بهره خواهند برد.
با شناخت خودتان نیرو و استعدادهایتان را گسترش دهید.
شما جز کدام دسته هستید؟
1.بياموزيد كه خدا هميشه هست و همه جا حضور دارد.
2.بياموزيد كه دو نفر مي توانند به يك نقطه نگاه كنند اما متفاوت ببينند.
3.بياموزيد درست نيست خودتان را با كسي مقايسه كنيد.
4.بياموزيد كه كسي را نمي توانيد وادار كنيد عاشقتان باشد.
5.بياموزيد كه انسانهايي هستند كه ما را دوست دارند اما نمي دانند چطور عشقشان را ابراز كنند.
6.بياموزيد كه چند ثانيه طول ميكشد تا زخمي در قلب آنها كه دوستشان داريم ايجاد كنيم،ولي سالها طول ميكشد تا آن زخم را التيام دهيم.
7.بياموزيد ثروتمند كسي نيست كه بيشترين ها را دارد،بلكه گاهي كسي است كه به كمترين ها قانع است.
خدای عزیزم،
اون کسی که همین الان مشغول خوندن این متنه، زیباست (چون دلی زیبا داره)، درجه یکه (چون تو دوستش داری بهش نظر کرده ای)، قدرتمند و قوی و استواره (چون تو پشت و پناهش هستی) و من خیلی دوستش دارم. خدایا، ازت میخوام کمکش کنی زندگیش سرشار از همه بهترین ها باشه. خواهش میکنم بهش درجات عالی (دنیائی و اخروی) عطا بفرما و کاری کن به آنچه چشم امید دوخته (آنگونه که به خیر و صلاحش هست) برسه انشاا... . خدایا، در سخت ترین لحظات یاریگرش باش تا همیشه بتونه همچون نوری در تاریک ترین و سخت ترین لحظات زندگیش بدرخشه و در ناممکن ترین موقعیت ها عاشقانه مهر بورزه. خداوندا، همیشه و هر لحظه او را در پناه خودت حفظ بفرما، هروقت بهت احتیاج داشت دستش رو بگیر (حتی اگه خودش یادش رفت بیاد در خونت و ازت کمک بخواد) و کاری کن این رو با تمام وجود درک کنه که هر آن هنگام که با تو و در کنار تو قدم برمیداره و گنجینه یه توکل به تو رو توی دلش حفظ کرده، همیشه و در همه حال ایمن خواهد بود.
دوستت دارم دوست عزیزم !
از هم اکنون، زمان داره برات شمرده میشه ! در عرض 9 دقیقه حتما برات یه اتفاق خوشایندی خواهد افتاد یا یک خبر خوشی خواهی شنید ... (نه چون این متن رو خوندی یا خوندن این متن شانس میاره یا ارسالش برای کسی باعث رسیدنه خبر خوش میشه ... ... نه .... ... صرفاً یک اتفاق خوش برات خواهد افتاد به این خاطر که الان توی دلت میگی :
خدایا توکل به تو
دوست گرامی ، خلوت زمردی از شما دعوت به عمل آمده است تا با عضویت در سایت کلوب دات کام (جامعه مجازی ایرانیان) به جمع شهروندان این جامعه مجازی بپیوندید. برای عضویت در سایت کلوب دات کام ، بر روی لینک زیر کلیک نمایید. http://www.cloob.com/profile/register/step1/http%3A%2F%2Fwww.cloob.com%2Fprofile%2Fregister%2Fstep1 |
جهت ورود به سایت کلوب دات کام از آدرس زیر استفاده نمایید :
به من اموختن مهربان باشم
وقتی مهربانی کردم
دوست داشتن را اموختم
وقتی دوست داشتن را اموختم
به من نفرت را هدیه کردند
وقتی نفرت را هدیه گرفتم
به من تنهایی را پیشنهاد دادند


شکنجه میشم از خودم نمی تونم شکوه کنم
انگاری کوه غصه ها رو سینه ی من اومده
آخ داره باورم میشه خنده به ما نیومده
دلم گرفته آسمون از خودتم خسته ترم
تو روزگار بی کسی یه عمره که دربدرم
حتی صدای نفسم میگه که توی قفسم
من واسه آتیش زدن یه کوله بار شب بسم
دلم گرفته آسمون یه کم منو حوصله کن
نگو که از این روزگار یه خورده کمتر گله کن
منو به بازی میگیرن عقربه های ساعتم
برگه تقویم میکنه لحظه به لحظه لعنتم
آهای زمین یه لحظه تو نفس نزن
نچرخ تاآروم بگیره یه آدم شکسته تن
هر شبانگاه خیال پرواز
نه دگر از غم این راه دراز
غم برگشتن از این راهم نیست
غصه از دوری جانکاهم نیست
صبح در پشت در استاده
مرا می نگرد
صورتم خیس همچون پهنای خیابان
عینکم را از جلوی چشمانم برمیدارم
همه چیز کدر میشود
چه تفاوت دارد که دقیق ببینم
واقعیت این است
من اینگونه میبینم
همه چیز کدر
همه چیز مبهم
واقعیت این است
من اینگونه میبینم
شب سردي است و من افسرده
راه دوري است و پايي خسته
تيرگي هست و چراغي مرده
مي كنم تنها از جاده عبور
دور ماندند ز من آدمها
سايه اي از سر ديوار گذشت
غمي افزود مرا بر غم ها
فكر تاريكي و اين ويراني
بي خبر آمد تا به دل من
قصه ها ساز كند پنهاني
نيست رنگي كه بگويد با من
اندكي صبر سحر نزديك است
هر دم اين بانگ برآرم از دل
واي اين شب چه قدر تاريك است
خنده اي كو كه به دل انگيزم ؟
قطره اي كو كه به دريا ريزم ؟
صخره اي كو كه بدان آويزم ؟
مثل اين است كه شب نمناك است
ديگران را هم غم هست به دل
غم من ليك غمي غمناك است
ازهجوم نغمه ای بشكافت گور مغز من امشب
مرده ای را جان به رگ ها ریخت
پا شد از جا در میان سایه و روشن
بانگ زد برمن : مرا پنداشتی مرده
و به خاك روزهای رفته بسپرده ؟
لیك پندار تو بیهوده است
پیكر من مرگ را از خویش می راند
سرگذشت من به زهر لحظه های تلخ آلوده است
من به هر فرصت كه یابم بر تو می تازم
شادی ات را با عذاب آلوده می سازم
با خیالت می دهم پیوند تصویری
كه قرارت را كند در رنگ خود نابود
درد را با لذت آمیزد
در تپش هایت فرو ریزد
نقش های رفته را باز آورد با خود غبار آلود
مرده لب بر بسته بود
چشم می لغزید بر یك طرح شوم
می تراوید از تن من درد
نغمه می آورد بر مغزم هجوم
نیست در آن نه گیاه و نه درخت
غیر آوای غرابان دیگر
بسته هر بانگی از این وادی درخت
در پس پرنده ای از گرد و غبار
نقطه ای لرزد از دور سیاه
چشم اگر پیش رود می بیند
آدمی هست كه می پوید راه
تنش از خستگی افتاده ز كار
بر سر و رویش بنشسته غبار
شده از تشنگی اش خشك گلو
پای عریانش مجروح ز خار
هر قدم پیش رود پای افق
چشم او بیند دریایی آب
اندكی راه چو می پیماید
می كند فكر كه می بیند خواب
تا نگاه می کنی وقت رفتن است
باز هم همان حکایت همیشگی!
پیش از آنکه با خبر شوی
لحظه ی عزیمت تو ناگزیر می شود.
اي! دريغ و حسرت هميشگی
نا گهان چقدر زود دير می شود...
عطر مرموز گياهي بودم
چو بر آنجا گذرت مي افتاد
به سرا پاي تو لب مي سودم
کاش چون پرتو خورشيد بهار
سحر از پنجره مي تابيدم
از پس پرده ي لرزان حرير
رنگ چشمان ترا مي ديدم
کاش از شاخه ي سر سبز حيات
گل اندوه مرا ميچيدي
کاش در شعر من اي مايه ي عمر
شعله ي راز مرا مي ديدي.
چرا که مي دانستم بي تو
در انتهاي راه خبري نخواهد بود
من فقط از پايان تو مي ترسيدم
پايان تو سر آغاز مرگ تدريجي من بود
و بستن دفتر شعرش براي هميشه
حال از تو مي خواهم
آغاز کني ابتدا را
چون همان لحظه اي که تو را در زير باران ديدم
به پايان راه نينديشيدم
حال مي خواهم آغاز کني .همان عشق را آغاز کني
همان پرواز را آغاز کني
از لحظه شروع لحظه ي سلام و درود
از لحظه ي تلاقي دو نگاه در زير باران شروع کني
و چون من به پايان راه نينديشي
که انديشيدن به پايان راه
شور پرواز بي پروا را در ما خواهد کشت .
اکنون که بزرگیم چه دلتنگیم
کاش همان کودکی بودیم که حرفهایش را از نگاهش می توان خواند
اما اکنون اگر فریاد هم بزنیم کسی نمی فهمد
و دل خوش کرده ایم که سکوت کرده ایم
سکوت پر بهتر از فریاد تو خالیست!!!؟؟؟












